آنچه در مورد معمر قذافی باید دانست

ابومینیار القذافی در سال 1942 در خانواده ای بادیه نشین ساکن بیابان سیرت لیبی متولد شد . آن طور که می گویند او پیرو دین اسلام است و یک شافعی به حساب می آید .

در سال 1963 وارد آکادمی ارتش لیبی شد و پس از 5 سال تحصیل که یک سالش در انگلستان بود وارد رسته مخابرات ارتش شد . در سال 1969 با همکاری تعدادی از افسران جوان اقدام به کودتا علیه ادریس اول کرد و در سال 1970 با کنار زدن دوستانش رسما خود را رهبر انقلاب لیبی معرفی و حکومت را در دست گرفت .

شخصیت جمال عبداناصر تاثیر به سزایی در روحیات قذافی داشت به طوری که بعد از کودتایش با ساختن القابی چون "برادر بزرگ" و "راهنمای انقلاب" برای خود ، به تقلید از او پرداخت و بعد از مرگ عبدالناصر در 28 سپتامبر 1970، خود را رهبر جهان عرب و تنها جانشین خدا در روی زمین نامید!

به جرات می توان او را یکی از تئوریزسین های مطرح مسائل اسلامی در عصر معاصر دانست! او معتقد است اسلام نیاز به بازنگری دارد و در همین راستا "کتاب سبز" را تالیف نموده که آن را قرآن به روز شده می داند! برای مثال او در این کتاب سنت پیامبر اکرم(ص) را به بهانه روایات جعلی حذف کرده و قرائتی با عنوان « سوسیالیزم اسلامی» را ارائه نموده است و مذاهب شیعی و سنی را نیز رد نموده و ...

او دوست دارد اسمش همواره در صفحه نخست روزنامه ها و در صدر خبرهای جهان و منطقه باشد و به همین دلیل هر از چند گاهی دست به اقداماتی عجیب و یا به تعبیری دیگر احمقانه می زند . او همواره خود را رهبر جهان عرب می دانسته و می داند و روحیه اش به گونه ای است که تحمل دیدن کس دیگری را در این جایگاه ندارد ، حتی اسما"!

شاید بزرگترن دلیل ربودن امام موسی صدر(حفظه الله) همین بود . البته معمر قذافی از همان ابتدا کینه ای ویژه نسبت به شیعیان داشت و معتقد بود شیعیان فرقه ای بسیار کوچک از جهان اسلام هستند که اصلا به حساب نمی آیند! اما وقتی دید یکی از همین شیعیان با نام موسی صدر توانسته است ضمن ایجاد آرامش نسبی در فضای بحران‌زده آن زمان منطقه ، مورد توجه تمام سران کشورهای اسلامی قرار گیرد اقدام به ربودن او کرد تا با حذف این شخصیت بزرگ زمینه را برای رهبری خود بر جهان عرب مهیا کند .

امام موسی صدر در تاریخ 25 آگوست 1978 و در پاسخ به دعوت رسمی معمر قذافی جهت شرکت در جشن های انقلاب لیبی وارد کشور لیبی شد و در تاریخ 31 آگوست 1978 پس از خارج شدن از هتل الشاطی طرابلس و سوار شدن بر خودرو دیپلماتیک کشور لیبی جهت ملاقات با معمر قذافی ناپدید شد . معمر قذافی پس از چنیدین روز اعلام کرد امام موسی صدر و دو همراهش هرگز با او ملاقات نکرده اند ، بلکه لیبی را به قصد ایتالیا ترک کرده اند اما این موضوع هرگز در بررسی‌های قضایی ثابت نشد . تحقیقات قضایی در ایتالیا و لبنان تاکید می کند که امام موسی صدر و دو همراهش از لیبی خارج نشده اند و این افراد توسط دولت لیبی و به دستور شخص معمر قذافی دزدیده شده اند .

هر چند امام موسی صدر شهروند ایران است اما چه در دوران شاه و چه بعد از انقلاب هیچ اقدام موثری از سوی دولتمردان ایران برای آزادی امام موسی صدر صورت نگرفت و به عکس روز به روز رابطه ایران و دیکتاتور معمر قذافی بهتر و بهتر شد! تا در دولت آقای احمدی نژاد به اوج خود رسید و منجر به امضای 18 سند تجاری بین دو کشور گشت . اما حتی این لطف ایرانیان در جهت پیگیری نکردن سرنوشت امام موسی صدر هم نتوانست مانع از دشمنی معمر قذافی با کشور ایران شود . برای مثال : "سخنان جنجالی قذافی مبنی بر اینکه انقلاب ایران به زباله‌دان تاریخ خواهد پیوست ، فروش اطلاعات هسته ای ایران به آمریکا ، رای مثبت لیبی و تصویب قطعنامه 1803 شورای امنیت بر علیه برنامه صلح آمیز هسته ای ملت ایران ، کمک به گروه‌های تجزیه‌طلب در خوزستان و حمایت مالی و نظامی از آنان ، حمایت از گروهك تروریستی "پژاك" برای تشکیل كشور مستقل كُردستان و تجزیه ایران ، حمایت از کشور امارات متحده عربی در به رسمیت شناختن حاکمیت این کشور نسبت به جزایر سه گانه ، شرکت اتباع لیبی در جنگ تحمیلی بر ضد ایران (در جبهه عراق) ، چاپ نقشه‌هایی با نام جعلی خلیج عربی به جای خلیج فارس در داخل لیبی" تنها بخشی از اقدامات شخص معمر قذافی علیه امنیت جمهوری اسلامی ایران است .

خوشبختانه در لبنان پرونده ای علیه معمر قذافی به جرم ربودن امام موسی صدر و دو همراهش تشکیل شد و در نهایت قاضی سمیح الحاج مسئول پیگیری پرونده در 6 شهريور 1387 حکم اعدام معمر قذافی رهبر لیبی و شش تن از معاونانش را صادر کرد . اما آقای احمدی نژاد در اقدامی کاملا مخالف حرکت دوستان لبنانی ، معمر قذافی را به ایران دعوت کرده و قرار است اجلاس اتحادیه افریقا که لیبی رئیس دوره ای آن است آبانماه امسال در تهران برگزار شود .

31 سال در بند قذافی

 

به مناسبت سی و یکمین سال ربوده شدن امام موسی صدر در لیبی توسط قذافی

کاری از گروه یاران صدر 

 

کد سمت راست را از اینجا دانلود کنید و در قالب وبلاگ خود قرار دهید 

 کد سمت چپ را از اینجا دانلود کنید و در قالب وبلاگ خود قرار دهید

تاریکی

حبیبه جعفریان : همشهری جوان شماره 226

خبر بد مثل تاریکی است؛ تاریکی که ناگهان روی سرت آوار می شود. اما بی خبری، راه رفتن در تاریکی است؛ زندگی کردن در تاریکی است، خوابیدن و بیدار شدن در تاریکی است؛ تاریکی که ممکن است روزی تمام شود اما تو هرگز نمی دانی کی؟ و چطور؟ هر سال تابستان وقتی دارمزیر آفتاب تند تهران راه می روم تا به دیدن دوستانم که از لبنان آمده اند بروم، بی وقفه به این فکر می کنم. وقتی می بینم امثال هم مثل سال قبل می گویند: " سال دیگر انشاءالله آقای صدر (امام موسی صدر) خودشان می آیند و دیگر این کارها لازم نیست"، لبخند می زنم اما قلبم فشرده می شود. از فشار بی خبری و از فشار تاریکی که نمی دانی کی تمام می شود.

گاهی فکر می کنم کسی که خواهرم یا برادرم و یا دوستم یا پدرم را می کشد ببخشم اما نمی توانم کسی که آنها را از من می گیرد و نشانه ای و خبری نمی دهد، ببخشم. "جنایت علیه بشریت" که در حقوق بین الملل، ربودن و ناپدید کردن آدم ها از مصادیق آن است، اصلا عنوان اغراق آمیزی برای این کار نیست. این جنایت ظاهر سرد و تمیزی دارد؛ خون ندارد، شلیک ندارد، بی سر و صدا اتفاق می افتدو چون در جریان زمان ادامه پیدا می کند، شاهدان به وجودش و وقوعش عادت می کنند. اما قربانی هایش نه؛ آنها یک گمشده دارند و یک گمشده همیشه احتمالش هست که روزی برگردد. همیشه هم احتمالش هست که زنده باشد. کسی چه می داند؟ تو همزمان ناامیدی و امیدواری. یقین داری اما مرددی؛ آیا زنده است؟ آیا گرسنه است؟ آیا می تواند؟ بخوابد؟ بنشیند؟ آیا درد کشیده؟ آیا پیر شده؟ یا جایی رها شده؟

همیشه فکر می کنم اگر من جای دوستان لبنانی ام ، جای خانواده عزیز امام موسی صدر بودم تا الان ویران شده بودم؛ زیر فشار بیم و امید، زیر فشار تاریکی که تمام خواهد شدولی هیچکس نمی داند کی و چه طور؟ ولی آنها نمی شنوند. آنها امیدوارند؛ در بیابانی که به نظر بی پایان می رسد نشسته اند، بر خلاف جهت باد، و می خواهند جنایتی که شاهدانبه آن عادت کرده اند را یادآوری کنند؛ می خواهند گمشده شان برگردد.

بنویس عدم پیگیری ایران، بخوان قدرت قذافی!

دبيرکل سازمان توسعه بشري عربي - آفريقايي، آزادي "عبدالباسط علي المقرحي" افسر اطلاعاتي ليبي و متهم به طراحي انفجار لاکربي از سوي انگليس را پيروزي بزرگي براي ليبي دانست.

"احمد امبارک الشاطر" روز سه شنبه در گفت وگو با برنامه "مسايل آفريقا" شبکه خبري "العالم" از دمشق پايتخت سوريه، اظهار داشت: بي شک المقرحي قرباني توطئه بزرگ به همان ابعادي شده است که دولت سابق آمريکا از آن براي اشغال عراق استفاده کرد.

دبيرکل سازمان توسعه بشري عربي - آفريقايي، به اقدام غرب در محاصره بيش از 14 ساله ليبي و زيان هاي ناشي از آن بر اين کشور اشاره کرد و گفت : آزادي المقرحي به دلايل انساني نبوده است.

الشاطر گفت: بي گناهي کامل المقرحي در واقعه لاکربي ، اقتدار و نيرومندي ليبي و درايت سرهنگ "معمر قذافي" رهبر ليبي از جمله دلايلي است که انگليس تصميم به آزادي المقرحي گرفت.

وي همچنين وجود هرگونه قرارداد تجاري بين ليبي و انگليس و ربط آن به آزادي المقرحي را رد کرد .

تابناک

وقتی هنگام ورود عبدالباسط المقرحی به خاک لیبی مردم در فرودگاه پایکوبی می کنند و زمان پایین آمدنش از پله های هواپیما سرود ملی لیبی از بلندگوهای فرودگاه پخش می شود .. یعنی چه؟ به گمانم این به معنای پیروزی لیبی است . حال چه فرقی می کند فرد آزاد شده که باشد! اصل این است که کشور لیبی به یک پیروزی دیپلماتیک در سطح بین المللی رسیده و این نشان دهنده چیزی نیست جز قدرت لیبی!

شاید بگن: قذافی برای این موفقیت هزینه زیادی پرداخت کرده ... اما من در جواب می گم: هر موفقیتی هزینه ای دارد و با هر هزینه ای پیروزی، پیروزی است و کسی در این پیروزی موفق تر است که هزینه ی کمتری پرداخت کرده باشد. مسلما این معامله بین المللی دو سمت پیروز داشته (غرب و لیبی) و به قولی برد-برد است. مانند آزادی خبرنگاران آمریکایی در کره شمالی و دقیقا برعکس آزاد کردن ملوانان انگلیسی توسط دولت نهم!

تا قبل از آزاد شدن عبدالباسط المقرحی توسط قذافی فکر می کردم عدم پیگیری ایرانه که امام موسی صدر(حفظه الله) بعد از 31 سال هنوز در بنده، اماااا امروز فهمیدم که این قدرت دیکتاتور ملعون معمر قذافی است که مانع از آزادی امام موسی و حتی پیگیری طرف ایرانی است!

آری، ایران پیگیری نمی کند چون قدرت پیگیری همچین قضیه ای را ندارد و شاید به همین علت است که در دولت نهم سعی در مختومه جلوه دادن این قضیه کردند تا با بستن پرونده امام موسی صدر سرپوشی بر این عدم توانایی دیپلماتیک دولت گذارند و این یعنی پاک کردن صورت مسئله، همان کاری که دولت نهم در انجام آن مهارت خاصی دارد.

تازه امروز می فهمم که چرا در قضیه امام موسی صدر واژه "پیگیری" به "بحران پیگیری" و سپس به "عدم پیگیری" تبدیل شده ... متاسفانه علت تمام این تحولات در دو کلمه است و آن هم "قدرت قذافی" است!