بازداشت پسر قذافی در سوئیس

ایسنا: بحران سیاسی بین لیبی و سوئیس همچنان در حال تشدید است. آتش این تنش به ویژه از آنجایی برافروخته تر شد که یکی از پسرهای معمر قذافی توسط پلیس سوئیس دستگیر شده است. به گزارش پایگاه اینترنتی اشپیگل، دستگیری هانیبال قذافی، یکی از پسرهای معمر قذافی، شدیدتر شدن آتش تنش بین سوئیس و لیبی را در پی داشته است. لیبی برای نشان دادن اعتراض خود به این اقدام مقامات سوئیس، صادرات نفت خود را به سوئیس متوقف کرد. علاوه بر آن دو تن از اتباع سوئیس نیز از شنبه گذشته در بازداشت نیروهای امنیتی لیبی به سر می برند. طبق اظهارات یک سخنگوی وزارت امور خارجه سوئیس علت دستگیری این دو تن تخطی آنها از قوانین مسافرت و اقامت در لیبی بوده است. هانیبال و همسرش سه شنبه هفته گذشته به دلیل بدرفتاری با دو تن از کارمندان دولت در یک هتل در ژنو دستگیر شده و دو روز بعد به قید وثیقه آزاد شدند.

روابط دوستانه آمریکا و قذافی

هر کسی کو دور ماند از اصل خویش ... باز جوید روزگار وصل خویش

معمر قذافی، رهبر لیبی برای نخستین بار با یک رئیس‌جمهور آمریکا در روز پنجشنبه دیدار کرد و با وی دست داد و بر سر میز غذای رهبران هشت کشور صنعتی، تنها با یک صندلی فاصله در کنار اوباما، رئیس‌جمهور آمریکا نشسته بود.

به گزارش خبرنگار «تابناک»، دو رئیس‌جمهور در عکس‌هایی که در حال سلام کردن به یکدیگر از آنها گرفته شده بود و تصاویر تلویزیونی که بعدها از آنها پخش شد، در حال دست دادن با یکدیگر بودند.

خبرگزاری‌های بین‌المللی نیز خبر دادند: پس از آن که سال‌ها رابطه لیبی و آمریکا بسیار سرد بود و ایالات متحده این کشور را از حامیان تروریست می‌خواند، در چند سال اخیر، روابط دو کشور در حال گرمتر شدن است، اما هنوز بی‌اعتمادی‌هایی از سوی دو کشور هست و روابط بین دو کشور، بیشتر عملی و کاری است.

بنا بر این گزارش، در سال 2004، کشورهای لیبی و آمریکا، روابط دیپلماتیک خود را پس از آن که بیش از دو دهه با هم ارتباطی نداشتند، بار دیگر از سر گرفتند. ایالات متحده، کشور لیبی را در سال 1979 حامی تروریست خواند و ریگان در سال 1986 همه اموال لیبی در آمریکا را به حالت تعلیق درآورد.

هرچند اوباما از زمان آغاز به کار خود به عنوان رئیس‌جمهور آمریکا، نسبت به قذافی و کشورش موضع خاصی نگرفته است، اما تحلیلگران مسائل بین‌الملل، این دیدار کوتاه و تصادفی را گواهی بر تصمیم اوباما برای تغییر رفتار ایالات متحده در تنظیم مناسباتش با دیگر کشورها، به ویژه منتقدان سیاستهای آمریکا می‌دانند.

در همین حال، خبرگزاری ایتالیا گزارش داد: «قذافی رئیس‌جمهور عجیب کشور لیبی، هنگامی که در حال رفتن از رم به محل کنفرانس G8 بود، از لیموزین خود پیاده شد و پانزده دقیقه در اتوبان قدم زد و شگفتی همگان را برانگیخت».

قذافی در این ماه تاکنون دو بار به ایتالیا سفر کرده و این در حالی است که لیبی در گذشته مستعمره ایتالیا بوده است. وی ماه گذشته، در حالی که عکس یکی از رهبران لیبیایی مبارز علیه استعمار ایتالیا را به سینه ‌خود زده بود وارد ایتالیا شد.

قذافی به عنوان رئیس اتحادیه آفریقا به کنفرانس G8 دعوت شد. وی بیش از چهل سال است که رهبر کشور لیبی است.

منبع

قذافی: سوئیس را نابود کنید تا تروریسم از بین برود !!!

سال گذشته، «هنایبل قذافی» و همسر خارجی او به دلیل بدرفتاری با مستخدمشان در سویس دستگیر شدند...

 او برای پیشنهادش استدلال جالب توجهی داشته، مبنی بر این که باید سوئیس را نابود کند تا دست تروریست‌ها از اموالشان کوتاه شود، زیرا...

معمر قذافی که این روزها در اروپا بساط چادرنشینی برپا کرده، در پیامی خطاب به سران جی 8 گفت: سوئیس را باید نابود کنید.

به گزارش خبرنگار «تابناک»، او برای پیشنهادی که در بالا به آن اشاره شد، استدلال جالب توجهی داشته، مبنی بر این که همه تروریست‌های جهان در سوییس حساب بانکی دارند و این کشور، تبدیل به بانک تروریست‌ها شده و اگر جامعه جهانی بخواهد شاهد امنیت باشد، باید سوئیس را نابود کند تا دست تروریست‌ها از اموالشان کوتاه شود.

در همین حال، «رویترز» می‌نویسد: قذافی همچنان از دستگیری «هنایبل»، پسر کوچک خود که سال گذشته توسط پلیس سویس دستگیر شد، ناراحت است و این پیشنهاد را برای نمایش قدرتش داده است.

سال گذشته، «هنایبل قذافی» و همسر خارجی او به دلیل بدرفتاری با مستخدمشان در سوئیس دستگیر شدند.

منبع

قذافی مسئول انفجار بوئينگ 747 پان امريكن بر فراز دهكده لاكربي

در پنجم دسامبر 1988 سازمان هوانوردي فدرال آمريكا در بولتن امنيتي خود نوشت كه يك مرد با لهجه عربي به دفتر سفارت آمريكا در هلسينكي فنلاند تلفن كرده و به آنها گفته پرواز پان امريكن از فرانكفورت به ايالات متحده در طول دو هفته آينده توسط شخصي كه به سازمان فلسطيني ابونضال وابسته است منفجر خواهد شد. او مدعي شد يك زن فنلاندي بدون اينكه بداند بمب را حمل خواهد كرد. دولت آمريكا تهديد را جدي گرفت و بولتن را براي سفارتخانه هاي اروپايي خود فرستاد. به علاوه سازمان هوانوردي آمريكا تمامي شركت هاي هواپيمايي از جمله پان امريكن را از احتمال وجود تهديد باخبر كرد. 
    
در سيزدهم دسامبر اين خبر روي تابلوي اعلانات سفارت آمريكا در مسكو قرار گرفت و روزنامه نگاران و تجار آن را ديدند. به همين خاطر هيچ مسافر آمريكايي سوار هواپيماي خطوط پان امريكن نشدند. بازرسان اين شركت مجبور شدند اعلام كنند كه تماس تلفني يك شوخي بوده است. 
      
لاكربي، 21 دسامبر 1988
    
قرار بود پرواز شماره 103 خطوط هوايي پان امريكن، با هواپيماي بوئينگ 121-747 كه به نام <دوشيزه خانم بادپاي درياها> شناخته مي شد، با 243 مسافر و 18 خدمه ساعت 6 غروب از فرودگاه بين المللي هيثراو در لندن پرواز كند و در فرودگاه بين المللي جان اف كندي در آمريكا بر زمين بنشيند. اما بوئينگ 747 نه در آن ساعت پرواز كرد و نه بر باند جان اف كندي فرود آمد.   

پرواز 18:25 بعد از ظهر - با 45 دقيقه تاخير - از فرودگاه هيثرو لندن پرواز كرد. 
    
كاپيتان جيمز مك كواري، هنگام ورود به آسمان اسكاتلند در بيسيم گفت: <شب بخير اسكاتلندي ها! بادپا يك صفر سه. ما در سطح سه يك صفر هستيم.> اين آخرين چيزي بود كه از هواپيما شنيده شد.    

در ساعت نوزده و دو دقيقه و چهل وشش ثانيه هواپيما براي هميشه از صفحه رادار محو شد و يك دقيقه بعد بقاياي هواپيما بر زمين خورد و آرامش را براي هميشه از دهكده لاكربي گرفت. 
    
در شب انفجار بادي به قدرت 190 كيلومتر در ساعت بقاياي اجساد قربانيان را تا شعاع 130 كيلومتري پراكند. 
    
تحقيقات بعدي متخصصان دادگاه ثابت كرد 450 كيلوگرم ماده منفجره كه در بخش بار جلويي هواپيما كار گذاشته شده بود، باعث نابودي سريع هواپيما شده است.
    
 2۷۰ نفر از 21 كشور دنيا قرباني اين واقعه شدند. 11 نفر از مردم دهكده لاكربي اسكاتلند هم در ميان كشته شدگان بودند. 35 دانشجوي دانشگاه سيراكيوس در نيويورك و دو نفر ديگر از دانشگاه ايالتي نيويورك كه از برنامه اي آموزشي در لندن بازمي گشتند، در پرواز حضور داشتند. 
    

پنج نفر از قربانيان از خانواده ديكسيت راتن بودند و سوروچي راتن 3 ساله هم در ميان آنها بود، آنها از دهلي نو به سمت ديترويت پرواز مي كردند. آنها قرار نبود با هواپيماي مرگ پرواز كنند. اول صبح سوار هواپيماي پان امريكن شماره 67 شدند، اما يكي از كودكان خانواده دچار مشكل تنفسي شد و خلبان هواپيما را پرواز نكرده بازگرداند تا خانواده را پياده كند. پسرك به سرعت خوب شد و خانواده با هواپيماي شماره 103 پان امريكن پرواز كردند. سوروچي راتن يك كت و شلوار هندي درخشان قرمزرنگ پوشيده بود. بعدها خلبان هواپيماي اول، يادداشتي را به همراه دسته گلي در تالار يادبود لاكربي به يادگار گذاشت: 
    
<به آن دختر كوچك قرمز پوش كه اينجا آرام گرفته است، كسي كه به پرواز من از فرانكفورت شادي بخشيد. دخترك، تو لايق اين نبودي.>
      
همه چيز <تقريبا> عليه مامور امنيتي تبعه ليبي
    
در 18 ماه اول بازجويي ها شاخه آلمان غربي <جبهه خلق براي آزادي فلسطين> مسوول اين ماجرا شناخته مي شد كه به اعتقاد غربي ها توسط ايران و سوريه بنيانگذاري شده بود. اما در سال 1990 همه نگاه ها به سمت ليبي برگشت.
    
بعد از يك سال تحقيقات مشترك تيم هاي انگليسي و آمريكايي، كه در جريان آن از بيش از 1500 شاهد بازجويي به عمل آمد، در 31 نوامبر سال 1991 عليه عبدالباسط محمدعلي المقرحي يك مامور اطلاعاتي ليبيايي و رئيس بخش امنيتي ليبين عرب ايرلاينز و الامين خليفه فهيمه رئيس دفتر همين شركت هواپيمايي در جزيره مالت اعلام جرم شد. 
    
در بقاياي كيف سامسونتي كه به اعتقاد پليس حاوي بمب بود، بقاياي يك لباس كودك كشف شد كه بعدا اثبات شد در جزيره مالت توليد شده است. توني گاسي فروشنده اين لباس بعدها به يكي از مهمترين شاهدان تبديل شد. او شهادت داد كه مردي ليبيايي از او اين لباس را خريده است. اين مرد به اعتقاد گاسي، الباسط محمدعلي المقرحي بود.
    
به علاوه در جريان جست وجوها در محل سقوط هواپيما بخشي از يك زمان سنج الكترونيكي كشف شد كه شبيه زمان سنجي بود كه در جريان بازداشت يك مامور اطلاعاتي ليبيايي به دست آمده بود. بررسي هاي بعدي نشان داد زمان سنج كشف شده در لاكربي را شركت سوئيسي مبو به سفارش ارتش ليبي توليد كرده بود. 
    
بعد از اين ليبي مورد تحريم هاي دولت آمريكا قرار گرفت و مذاكرات پياپي با سرهنگ معمر القذافي رهبر ليبيايي ها باعث شد كه بالاخره در پنجم آوريل سال 1999 متهمان به پليس اسكاتلند تحويل داده شوند. جريان استرداد و محاكمه متهمان در هلند به عنوان منطقه اي بي طرف صورت گرفت. 
    
در 31 ژانويه سال 2001 هياتي متشكل از 3 قاضي اسكاتلندي ضمن تبرئه فهيمه، المقرحي را به 27 سال زندان محكوم كرد. فرجام خواهي المقرحي در 14 مارس 2002 پذيرفته نشد و تقاضاي او از دادگاه اروپايي حقوق بشر در جولاي 2003 <ناروا> تشخيص داده شد. در 23 سپتامبر سال 2003 از شوراي تجديدنظر پرونده هاي جنايي اسكاتلند ( ) SCCRC تقاضاي بررسي مجدد پرونده اش را كرد، اما آنها اعلام كردند براي يك استيناف تازه پرونده بايد به ديوان عالي كشور ارجاع شود. 
    
المقرحي: بي گناهيم ثابت مي شود
    
با اين حال در سال 2007 يك گزارش رسمي شهادت گاسي را از اعتبار انداخت. به اعتقاد مقامات دولتي گاسي پيشتر عكس المقرحي را در مجله اي ديده بود و اين مساله بر قضاوت او تاثير گذاشته است. 
    
بالاخره SCCRC در 28 ژوئن سال 2007 اعلام كرد كه تصميم گرفته پرونده را به ديوان عالي كشور بفرستد. المقرحي دوران محكوميت خود را در زندان گريناك در نزديكي گلاسكو مي گذراند و همچنان بر بي گناهي اش پافشاري مي كند. 
    
المقرحي در بيانيه اي كه هفته پيش منتشر شد اعلام كرده است: هيچ وقت شك نداشتم كه بالاخره به درخواست استيناف من پاسخ داده مي شود. من به هيچ وجه در بمب گذاري لاكربي دخالت نداشته ام. اطمينان دارم اگر تصويري كلي از ماجرا به داوران عاليرتبه نشان داده شود آنها مي فهمند كه من بي گناهم. 
    
خانواده هاي قربانيان هم از دوباره به جريان افتادن دادگاه اعلام رضايت كرده اند. جان موسي كه هلگا دختر 19 ساله اش را در جريان بمب گذاري از دست داد در گفت وگويي با بي بي سي ابراز اميدواري كرده كه دادگاه به داستان كامل آنچه كه آن روز رخ داده پي ببرد. 
        
كسي واقعا نمي داند. دولت ليبي تاكنون 4/ 1 ميليارد دلار خسارت به خانواده هاي قربانيان پرداخته و در صورت اعلام بي گناهي المقرحي طرابلس براي پس گرفتن اين مبلغ اقدام خواهد كرد.

 منبع

مواضع توهین‌آمیز معمر قذافی درباره ایران

کشور لیبی با ١٬٧٥٧٬٠٠٠ کیلومتر وسعت در بین همسایگانی چون مصر، تونس، چاد و نیجریه در قارة آفریقا قرار دارد. این کشور از سال 1969، تحت سیطره حکومت شبه ‌نظامی سرهنگ معمر قذافی بوده است؛ رهبری که هر از چند گاهی، با اظهارنظرهای شگفت‌انگیز خود در رأس تیترهای رسانه‌های خبری قرار می‌گیرد. روزی، اتحادیة عرب را به خیانت متهم و قصد جدایی از آن می‌كند و روزی، در اجلاس آن شرکت کرده و بیانیه‌های آن را امضا می‌کند.
 
ژست‌هایی چون رهبری دنیای عرب یا اسلام و سخنان پرطمطراق، ولی فاقد هرگونه محتوا برای عینیت بخشیدن به آن در عرصة بین‌الملل می‌گیرد و به یک‌باره در دامان غرب می‌افتد.
 
یکی از مواضعی که اخیرا، معمر قذافی دربارة برنامة هسته‌ای ایران اتخاذ کرد و رسانه‌های خارجی بر روی آن تبلیغات بسیار كردند، از سر لجبازی خواندن مقاومت ایران در برابر خواسته‌های نامشروع و غیر‌قانونی غرب در تعلیق غنی‌سازی اورانیوم و پیش‌بینی سرانجامی همانند عراق برای کشور ما بود! در اینجا تلاش می‌كنيم تا با مروری بر پیشینة خصومت‌های لیبی با ایران، علل این اظهار نظر نامسئولانه را بررسی كنيم.

اگر از حمایت لیبی در ادعاهای واهی امارات متحده درباره جزایر سه‌گانه بگذريم که در زمان شاه اتخاذ شد،ربودن امام موسی صدر نخستین واقعه‌اي بود که پس از انقلاب اسلامی، به تنش در روابط طرفین منجر شد.
 
امام موسی صدر را همگان به خاطر دارند، رهبری که توانسته بود فارغ از نگرش‌های شیعی، همچون رهبري کاریزماتیک و چهره‌اي ملی در لبنان عمل کند و ضمن ایجاد آرامش نسبی در فضای بحران‌زدة لبنان، خطرات اسرائیل را به آنها گوشزد کند.
 
هنوز خبری از این رهبر و مبارز آزاده به‌دست نیامده و معمر قذافی- فردی که به دعوت وی امام موسی صدر به لیبی سفر كرد- همچنان به سهل‌انگاری در تامین امنیت امام موسی‌صدر و دست داشتن در ربودن وی متهم است. جمهوری اسلامی ایران ضمن اعتراض به دولت لیبی، از سال 57 مجّدانه پی‌گیر سرنوشت امام موسی صدر بوده است.
 
آخرین تلاش ایران در این‌خصوص به دو بیانیة جداگانة نمایندگان مجلس هفتم بازمی‌گردد که ربودن امام موسی صدر را ضربه‌ای به پیکرة امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران ذکر کردند و 11 راهکار ارائه دادند که از جملة آنها، ضرورت تقلیل سطح روابط با لیبی تا سطح کارشناسان وزارتخانه‌ها بود.

جنگ تحمیلی عراق علیه ایران نیز موضع دیگری بود که گرچه قذافی خود را حامی ایران انقلابی جلوه می‌داد، اما در حمایت از جبهة عربی ضد ایران کوتاهی نکرد. تمام کمک لیبی به ایران در زمان جنگ، به گفتة محسن رفیق‌دوست، وزیر سابق سپاه، فقط «دو عدد کشتی حامل سلاح و مهمات عادی و بلکه از رده خارج‌شده، متعلق به نیروی دریایی آن رژیم، به‌علاوة 10 تا 15 موشک اسکاد B به ایران» بود که در برابر اتباع این کشور که بر ضد ایران در جبهة عراق می‌جنگیدند و سایر کمک‌ها به عراق ناچیز بود.

نامة چند سال قبل قذافی به شورای امنیت سازمان ملل و درخواست برای به جریان ‌افتادن شکایت سابق لیبی و سه کشور عربی دیگر برای الحاق جزایر سه‌گانة ابوموسی، تنب بزرگ و تنب كوچك به امارات، حمایت از طرح شکایت امارات متحدة عربی در دادگاه لاهه علیه ایران که چندی پیش اتخاذ شد و اظهارات گستاخانه در مجامع مختلف دربارة جزایر، جلوة دیگری از خصومت های لیبی علیه ایران است.

اما مهم‌ترین نمود خصومت لیبی با ایران خود را در موضوع هسته‌ای نشان داد. زمانی که این کشور با تعطیل كردن برنامه هسته‌ای کشورش و تحویل نقشه‌ها و تجهیزات آن به آمریکا، مدعی شد كه ایران نیز همانند این کشور با خرید این نقشه‌ها از عبدالقدیرخان، به‌دنبال ساخت سلاح هسته‌ای است! تشدید فشارهای آمریکا و در پی آن، ارجاع پروندة هسته‌ای ایران به شورای امنیت سازمان ملل، ناشی از این سخنان بی‌پایه و اساس قذافی بود؛ سخناني که فضای بین‌الملل را علیه ایران مسموم كرد و بار دیگر جوی از بدبینی علیه ایران به‌ وجود آورد.
 
آقای یونسی، وزیر سابق اطلاعات، در دیداری که با خانوادة امام موسی صدر داشتند و در مطبوعات کشور انعکاس یافت، به خیانت رژیم لیبی مبنی بر در اختیار گذاشتن بخشی از اطلاعات هسته‌ای کشورمان صریحا اشاره کردند.
 
 دشمنی لیبی با ایران زمانی جالب‌تر خواهد بود که به‌یاد آوریم كه قطع‌نامة 1803 شورای امنیت سازمان ملل علیه برنامة صلح‌آمیز کشورمان در 14 اسفند 1386، در حالی صادر شد که رژیم قذافی رئیس دوره‌ای شورای امنیت سازمان ملل بود و نه تنها تلاشی برای تعدیل آن نکرد، بلکه در کنار اعضای دائم شورای امنیت بدان رأی مثبت داد.
 
اشاره به همة مصادیق خصومت‌های لیبی و اقدامات این کشور علیه ایران از حوصلة این نوشتار خارج است، لذا به‌ذکر چند مورد ذیل اکتفا می كنيم:
 کمک به گروه‌های تجزیه‌طلب در خوزستان و حمایت مالی و نظامی از آنان؛
 چاپ نقشه‌هایی با نام جعلی خلیج عربی، به جای خلیج فارس در داخل لیبی؛
 حمایت از گروهك تروریستی "پژاك" برای تشکیل كشور مستقل كُردستان و تجزیة ایران؛
 سخنان جنجالی قذافی مبنی بر اینکه انقلاب ایران به زباله‌دان تاریخ خواهد پیوست.

اما این سؤال همچنان به قوت خود باقی است که حملات قذافی به ایران، با چه هدفی است. در پاسخ به سؤال فوق، فرضیه‌های مختلفی را می‌توان در نظر گرفت. فرضیة نخست دربارة جایگاهی است که ایران در عرصة منطقه‌ای و جهانی به آن دست یافته است. رژیم لیبی که مدعی رهبری جهان عرب و اسلام است، از اینکه می‌بیند ایران توانسته است با حفظ آرمان‌ها و ارزش‌های انقلاب خود هر روز، بر عمق نفوذ خویش در جهان اسلام بیفزاید، چندان خشنود نیست.
 
حمایت ایران از مردم فلسطین و لبنان، پیروزی‌های اخیر حزب‌الله به‌عنوان متحد ایران، افزایش حضور مؤثر ایران در عراق و افغانستان و کمک به بازسازی این کشورها و ... برای معمر قذافی، که خود را رهبر مسلمانان منطقه می‌خواند، به هیچ وجه تحمل‌پذير نیست؛ لذا می‌کوشد تا به شیوه‌های مختلف ایران را تضعیف كند.

فرضیة دوم به برنامه هسته‌ای ایران مربوط است. برخلاف لیبی که نظامی متکی به ارتش و نیازمند کسب سلاح هسته‌ای بوده است، ایران نظامی برخاسته از ارادة مردم و رهبری فرهمند امام خمینی بوده که قدرت خویش را از توده‌های مردم و ایمان راسخ آنها به انقلاب اسلامی گرفته و همین ایمان آنها را در هشت سال دفاع مقدس بر ارتش تا دندان مسلح عراق و حامیان جهانی و منطقه ای او پیروز كرد. لذا برخلاف لیبی، هیچ‌گاه کسب سلاح هسته‌ای در دکترین نظامی ايران قرار نگرفت و درعوض، دولت ايران کوشید تا با عمیق و بومی كردن این دانش براي مصارف صلح آمیز از آن سود جوید.
 
کسب دانش غنی‌سازی اورانیوم و تلاش برای به خدمت گرفتن آن براي توسعة کشور، برای لیبی که از برنامة هسته‌اي خویش هیچ بهره‌ای نبرده و در عوض هزینه‌های بسیاری پرداخته است، به هیچ وجه پذيرفتني نیست. لذا قذافی می‌کوشد تا با زیر سؤال بردن تلاش‌های ایران، از سويي وحدت و همدلی داخل ایران درخصوص برنامة هسته‌ای را مخدوش كند و از سوی دیگر، مقامات کشورمان را ناتوان از مقاومت برای استیفای حقوق هسته‌ای خود جلوه دهد.
 
فرضیة سوم به سیاست‌های هم‌سوی لیبی با آمریکا و جبهة غرب علیه ایران اشاره مي‌كند. از زمانی که لیبی برنامة هسته‌ای خود را در سال 2003، تعطیل كرد آمریکا همواره از این کشور به‌عنوان الگویی برای ایران یاد کرده است. آمریکا می‌کوشد تا دولت ایران را مجاب كند تا در ازای دریافت مشوق‌هایی ناچیز، همچون لیبی به اردوگاه غرب بپیوندد.
 
اظهارات معمر قذافی را می‌توان همچون بخشی در تداوم دیپلماسی فشار آمریکا علیه ایران تلقی کرد. قذافی بر آن است كه در عین حال که با موضع‌گیری‌های خود دوستی خود را به مقامات آمریکا اثبات مي‌كند، فشارهای غرب علیه ایران را حفظ كند.

به‌رغم اینکه توسعة روابط با کشورهای مختلف یکی از اهدافی است که سیاست خارجی کشورمان آن‌را دنبال می‌كند. و همواره مورد تأیید مسئولان نظام نیز بوده است، اما جای این سؤال خالی است که چرا باوجود گستاخی‌های مکرر دولت لیبی علیه ایران، دیپلماسی کشور به‌دنبال ارتقا روابط با رژیم قذافی است؟ آیا زمان آن نرسیده است تا دولت مجدداً ادامة روابط با لیبی را بررسي كند.
 
اظهارات پرویز داوودی، معاون اول رئیس‌جمهوری، در سفر به طرابلس(5 دی ماه 1386) مبنی بر «وجود ظرفیت‌های بالقوه بالا برای گسترش روابط» بیانگر آن است که براي این بازبيني در دولت نهم، عزم جدي وجود ندارد. حال آنکه انتظار می‌رود ایران نیز همانند مصر و عربستان سعودی، دو کشور مهم عربی، روابط خود با لیبی را فقط در حد متعارف و متناسب نگه دارد.
 
اگر تا چندی پیش لیبی منتقد برخی سیاست‌های ایالات متحده بود و مواضعی هم‌سو با ایران در دشمنی با غرب داشت، حال لیبی به بلوک ایالات متحده پیوسته است و باید منتظر خصومت‌های بیشتر آن در آینده بود.

انتظار می‌رود مسئولان وزارت خارجه ضمن پاسخ‌گويي مناسب به این گستاخی‌های قذافی، در روابط با کشورهایی همچون لیبی، که دشمنی آنها با ایران آشکار است، تجدیدنظر كنند و از توسعة روابط با آنها بپرهیزند.